در یکی از همین روزهای بهاری، نور ۳۰ فروردین بر شانههای تهران نشسته بود که جوانان صنعت چاپ، با اشتیاق و احترام، به دیدار مردی رفتند که نامش در دفتر این صنعت با قلمی ماندگار نوشته شده : استاد اسکندر خمسهپور پیشکسوتی که لبخندش هنوز جوان است و دستهایش هنوز گرمِ تربیت نسلهای تازه.
تعدادی از اعضای نبض چاپ (شبکه جوانان صنعت چاپ و بسته بندی ایران)، در ادامه برنامه بازدیدهای نوروزی خود، روز یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، به دیدار استاد اسکندر خمسهپور، رئیس انجمن پیشکسوتان صنعت چاپ و مدیر باسابقه واحد ورنی چاپ رفتند. این گردهمایی، فراتر از یک دیدار رسمی، حلقهای صمیمی از گذشته و آینده بود؛ جایی که تجربه و شور جوانی کنار هم نشستند.
استاد خمسهپور، که دههها از عمر خود را صرف آموزش، نوآوری و فعالیتهای صنفی در صنعت چاپ کرده، در این دیدار با گشادهرویی از خاطرات سالهای پرفرازونشیب خود سخن گفت. روایتهایی که از دل کارها و پستی بلندی های دوران فعالیت ایشان، جلسات صنفی و تلاش بیوقفه برای اعتلای حرفه چاپ برآمده بود. او همچون پدری مهربان، نه فقط از گذشته گفت، بلکه بنا بر درخواست حاضران، توصیههایی صمیمانه و راهبردی خطاب به جوانانی مطرح کرد که آینده این صنعت را در دستان خود دارند.
نبض چاپ
این دیدار که در فضایی صمیمانه، پربار و انگیزهبخش برگزار شد، برای بسیاری از جوانان فرصتی بود تا از سرچشمه تجربه بنوشند، از مسیرهای پیمودهشده الهام بگیرند و در ادامه راه، نام پیشکسوتان را با احترام و قدردانی همراه خود داشته باشند. انتظار میرود استمرار چنین گفتگوهایی بتواند پلی مطمئن میان نسلها ایجاد کرده و مسیر دستیابی به افقهای تازه و روشنتر برای صنعت چاپ را هموارتر سازد.